قهرمان ميرزا عين السلطنه
616
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
به قدر يك لوله آفتابهء بزرگ . بهر جهت آب سرد و گرم از سوراخى خارج شده به رودخانه داخل مىشود . آدم بايد بنشيند . آب تا سينهء آدم است و نميشود بلند شد . سقف مانع است . مزهء آب بد است . مىگويند از زاج و آهن است . اما آب سردش آنقدر بىمزه نيست . سه ربع در آب نشستم بعد بيرون آمدم . آفتابگردان كنار آب زدهاند . به منزلهء رختكن است . باد مىآمد . رخت پوشيدن زحمت داشت . چندين چشمهء ديگر هم در اطراف هست . آنها هم گرماند ، ليكن حوض ندارند . هوا آفتاب بود . توقف دهشبه به سه شب مبدل شد . سرما نمىگذارد . عصر هم در آب رفتم . نصر السلطنه مىگفت براى سه مرض خيلى نافع است : چشمدرد ، مفاصل و حرق البول . هرسه باهم منافات كلى دارند . تا براى من خاصيت ببخشد يا خير . شب الحمد لله مه نيامد و كمى راحت بوديم . ارتفاع اينجا نه هزار و دويست « فيت » است . درجهء روز در چادر به ده درجه بالاى صفر رسيده بود . منتهاى سردى هواست . تنكابن جمعه 20 - صبح هوا بهتر از ديروز بود به آبگرم رفتم . اين آبگرم در بلوك سه هزار تنكابن واقع است . چشم را كه در آب باز مىكنى قدرى سوزش مىكند . مثل سولفات دوزنك رقيقى مىماند . عصر نصر السلطنه آمد . شطرنج دو دست بازى شد . سه چهار روز ديگر مىرود قشلاق و ده شب آنجاست . بعد از راه الموت و رودبار طهران مىرود . تنكابن جاى خوبى است و منافع زياد دارد ، خصوصا براى اينها . قشلاقات تنكابن خيلى بهتر از ييلاقات است . به مثل روز گذشته تا عصر گذشت . اخبارات كه نصر السلطنه مىگفت از اين قرار است : اخبارات نصر السلطنه عماد الدوله آخر الامر معزول شد . با حاجى آقا محسن احضار به دار الخلافه شدند . سه ماه بيش نتوانست حكومت كند . خراسان و فارس هم خيلى شلوغ است . حسام الملك هم با آن همه غرور و تكبر آخر الامر خود را به امير نظام چسبانيد و تمكين كرد . از جانب او نايب الحكومهء كرمانشاهان شد . مزه دارد كه اول اين تكليف را امير نظام كرد و طورى اجتناب نمود كه به نوشتن برنمىآيد و حالا قبول كرد . راه بد شنبه 21 - صبح در آب رفته بعد سوار شديم . الموتيهائى كه همراه بودند اغلب از راه « گچهلات » « 1 » تعريف مىكردند . فريب اين شياطين را خورده رفتن از آن راه قرار گرفت . نصر السلطنه مشايعت آمد . وداع كرده رفتيم . از همان بغلههاى ناقلا به هزار ترس و لرز گذشتيم . در ده مران ناهار خورديم . به جعفر آقا طاقهشالى مرحمت شد .
--> ( 1 ) - اصل گچهلاط ( در همهء موارد ) .